الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

448

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

آخرين و عبداللَّه بن قيس ( ابوموسى اشعرى ) را از اين شش نفر شمرد و او را به سامرى اين امت وصف كرد . اين تشبيه نشان مىدهد كه او مرد مرموز و خطرناك و فريبكارى بوده است . در روايت ديگرى از امام على بن موسىالرضا عليهما السلام مىخوانيم كه بيزارى جستن از ابوموسى اشعرى از اسلام خالص است و او از سگ‌هاى دوزخ است . « 1 » روايات متعدد ديگرى نيز در مذمت شديد او وارد شده است و به گفتهء مرحوم آية اللَّه خويى در كتاب معجم رجال‌الحديث خبث طينت و عداوت او نسبت به اميرمؤمنان واضح‌تر از آن است كه بر كسى مخفى بماند و در رسوايى او همين بس كه اميرمؤمنان را در ماجراى حكميت ( به پندار خودش ) از خلافت عزل كرد . « 2 » عجيب‌تر اينكه او خود با على عليه السلام بيعت كرده بود و مىدانست عامهء مسلمانان با آن حضرت بيعت كردند و اينكه هر كس بر خلاف آن حضرت قيام كند گمراه است با اين حال به علت عناد و دشمنى و دنياپرستى و هواى نفس همهء اين معلومات خود را رها ساخت و حكم به خلع آن حضرت از خلافت نمود در حالى كه عمرو عاص وفادارى خود را به معاويه نشان داد و رأى به تثبيت او در خلافت داد . از قرائنى كه گواهى مىدهد كار ابو موسى در مسألهء حكمين توطئه بوده داستانى است كه طبرى در تاريخ خود نقل مىكند . او در حوادث سنهء 60 هجرى مىنويسد ابو موسى اشعرى بر معاويه وارد شد در حالى كه جبهء سياهى بر تن كرده بود بر معاويه سلام كرد و گفت : « السَّلامُ عَلَيْكَ يا أمينَ اللَّهِ » معاويه سلام او را جواب گفت وقتى كه از نزد معاويه بيرون آمد معاويه گفت : اين پيرمرد نزد من

--> ( 1 ) . بحارالانوار ، ج 10 ، ص 358 ، ح 1 ( 2 ) . معجم الاحاديث ، ج 10 ، ص 287